الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
265
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
درختهاى پير و كهنسال ، بناهاى كهنه ، كوههاى سركشيده و رودخانههاى نيرومند نيز مورد عبادت قرار مىگرفتند . و پس از زمانى كه عصر دين پيدا شد به جاى خدايان پراكنده يك خدا به جاى خدايان نشانيده شد . و پس از آن عصر فلسفه اين عقيدهء دينى صورت استدلال به خود گرفت . تا بلاخره عصر علم ( عصر حاضر ) خط بطلان به دور همه اينها كشيد . خلاصه اينكه : چنانكه در آغاز پيدايش بشر ابتدايى خبرى از دين نبوده و انسان در حال مادّيت مىزيسته و سپس زمزمهء مذهب بلند شده است ، همچنين توحيد و يكتا پرستى پس از وثنيّت و ارباب انواع بوده كه گويا توحيد و يگانگى معبود به منزلهء « سنتز » و تكامل يافته عقيدهء وثنيت مىباشد . يعنى به دلايلى خدايان بشرى يكى پس از ديگرى نفى شدند تا بشر به حكم علم و عقل به خداى يگانه بسنده كرد . پاسخ اين نظريه تاريخى و اجتماعى را كه برخى از دانشمندان ذكر كردهاند و خلاصهاش با بيان ديگر اين است كه « دين و توحيد مولود و ثنيت و ارباب انواع پرستى بوده و معلول اقتصاد بشر و لازمهء انتقال حكومتهاى ملوك الطوائفى به امپراتورى بزرگ است » به گواهى آثار وثنى بسيار باستانى يعنى وجود بتها و آلههها در آغاز تاريخ و كشف آنها به وسيلهء باستانشناسان نمىتواند نظريه تقديم توحيد را بر شرك نقض كند را نمىشود قابل اعتماد دانسته و ناقض نظريهء فلسفى ما گرفت : زيرا اولًا بتپرستان و « وثنيّين » پيوسته آثار صنعتى مربوط به خدايان متعدد خود مانند بتها و جز آنها داشته و پس از خود به يادگار گذاشتهاند ولى خداپرستى به معنى يكتاپرستى اثر جسمانى و صنعتى ندارد . و از اين روى آثار كهنه و باستانى و ثنيّين اثبات نمىكند كه درآن اعصار يا پيشتر از آن كسانى نبودهاند كه خداى منزّه از جسميت و جسمانيت را بپرستند اگر چه شمارهء كمى هم